ماده ۸۵۲
اگر حمل در نتیجه ي جرمی سقط شود موصی به به ورثه او می رسد مگر این که جرم مانع ارث باشد.
قانون مدنی و آیین دادرسی مدنی؛ برای جابهجایی از زیرتبها استفاده کنید.
در انتشار و آثار و اجراي قوانین به طور عموم
اگر حمل در نتیجه ي جرمی سقط شود موصی به به ورثه او می رسد مگر این که جرم مانع ارث باشد.
اگر موصی لهم متعدد و محصور باشند موصی به بین آن ها بالسویه تقسیم میشود م گر این که موصی طور دیگر مقرر داشته باشد.
فصل پنجمدر وصی
موصی میتواند یک یا چند نفر وصی معین نماید، درصورت تعدد، اوصیا باید مجتمعاً عمل به وصیت کنند مگر در صورت تصریح به استقلال هر یک.
موصی میتواند چند نفر را به نحو ترتیب، وصی معین کن د به این طریق که اگر اولی فوت کرد دومی وصی باشد و اگر دومی فوت کرد سومیباشد و هکذا.
صغیر را میتوان به اتفاق یک نفر کبیر وصی قرار داد . در این صورت اجراي وصایا با کبیر خواهد بود تا موقع بلوغ و رشد صغیر.
موصی میتواند یک نفر را براي نظارت در عملیات وصی معین نماید . حدود اختیارات ناظر به طریقی خواهد بود که موصی مقرر داشته است یا از قرائن معلوم شود.
وصی نسبت به اموالی که بر حسب وصیت در ید او میباشد حکم امین را دارد و ضامن نمیشود مگر در صورت تعدي و تفریط.
وصی باید بر طبق وصا یاي موصی رفتار کند والا ضامن و منعزل است.
غیر از پدر و جد پدري کس دیگر حق ندارد بر صغیر وصی معین کند.
باب دومدر ارث
فصل اولدر موجبات ارث و طبقات مختلفه وراث
موجب ارث دو امر است :نسب و سبب.
اشخاصی که به موجب نسب ارث می برند سه طبقه اند: ۱- پدر و مادر و اولاد و اولاد اولاد. ۲- اجداد و برادر و خواهر و اولاد آن ها. ۳- اعمام و عمات و اخوال و خالات و اولاد آن ها.
وارثین طبقه ي بعد وقتی ارث می برند که از وارثین طبقه ي قبل کسی نباشد.
از جمله اشخاصی که به موجب سبب ا رث می برند هر یک از زوجین است که در حین فوت دیگري زنده باشد.
اگر در شخص واحد موجبات متعدده ي ارث جمع شود به جهت تمام آن موجبات ارث می برد مگر این که بعضی از آن ها مانع دیگري باشد که در این صورت فقط از جهت عنوان مانع می برد.
در صورت نبودن وارث، امر ترکه ي متوفی راجع به حاکم است.
فصل دوم- در تحقق ارث
خواهد بود.
کتاب سومدر مقررات مختلفه
ارث به موت حقیقی یا به موت فرضی مورث تحقق پیدا می کند.
مالکیت ورثه نسبت به ترکه ي متوفی مستقر نمیشود مگر پس از اداي حقوق و دیونی که به ترکه ي میت تعلق گرفته.
حقوق و دیونی که به ترکه ي میت تعلق می گیرد و باید قبل از تقسیم آن ادا شود از قرار ذیل است: ۱- قیمت کفن میت و حقوقی که متعلق است به اعیان ترکه مثل عینی که متعلق رهن است؛ ۲- دیون و واجبات مالی متوفی؛ ۳- وصایاي میت تا ثلث ترکه بدون اجازه ورثه و زیاده بر ثلث با اجازه ي آن ها.
حقوق مزبوره در ماده قبل باید به ترتیبی که در ماده مزبوره مقرر است تأدیه شود و مابقی اگر باشد بین وراث تقسیم گردد.
هر گاه ورثه نسبت به اعیان ترکه معاملاتی نمایند مادام که دیون متوفی تأدیه نشده است معاملات مزبوره نافذ نبوده و دیان میتوانند آن را بر هم زنند.
اموال غائب مفقودالاثر تقسیم نمیشود مگر بعد از ثبوت فوت او یا انقضاي مدتی که عادتاً چنین شخصی زنده نمی ماند.
اگر تاریخ فوت اشخاصی که از یکدیگر ارث می برند مجهول و تقدم و تأخر هیچ یک معلوم نباشد اشخاص مزبور از یکدیگر ارث نمی برند مگر آن که موت به سبب غرق یا هدم واقع شود که در این صورت از یکدیگر ارث می برند.
اگر اشخاصی که بین آن ها توارث باشد بمیرند و تاریخ فوت یکی از آن ها معلوم و دیگري از حیث تقدم و تأخر مجهول باشد فقط آن که تاریخ فوتش مجهول است از آن دیگري ارث می برد.
فصل سومدر شرایط و جمله از موانع ارث
شرط وراثت، زنده بودن در حین فوت مورث است و اگر حملی باشد در صوتی ارث می برد که نطفه ي او حین الموت منعقد بوده و زنده هم متولد شود اگر چه فوراً پس از تولد بمیرد.
با شک در حیات، حین و لادت، حکم وراثت نمیشود.
در صورت اختلاف در زمان انعقاد نطفه، امارات قانونی که براي اثبات نسب مقرر است رعایت خواهد شد.
هر گاه در حین موت مورث، حملی باشد که اگر قابل وراثت متولد شود مانع از ارث تمام یا بعضی از وراث دیگر میگردد . تقسیم ارث ب ه عمل نمی آید تا حال او معلوم شود و اگر حمل مانع از ارث هیچ یک از سایر وراث نباشد و آن ها بخواهند ترکه را تقسیم کنند باید براي حمل حصه اي که مساوي حصه ي دو پسر از همان طبقه باشد کنار گذارند و حصه ي هر یک از وراث مراعا است تا حال حمل معلوم شود.
اگر بین وراث، غایب مفقودالاثري باشد سهم او کنار گذارده میشود تا حال او معلوم شود در صورتی که محقق گردد قبل از مورث مرده است حصه ي او به سایر وراث بر میگردد والا به خود او یا به ورثه او می رسد.
ًقتل از موانع ارث است بنابراین کسی که مورث خود را عمدا بکشد از ارث او ممنوع میشود اعم از این که قتل بالمباشره باشد یا بالتسبیب و منفرداً باشد یا به شرکت دیگري.
در صورتی که قتل عمدي مورث به حکم قانون یا براي دفاع باشد مفاد ماده فوق مجري نخواهد بود.
)مکرر ( کافر از مسلم ارث نمی برد و اگر در بین ورثه ي متوفاي کافري، مسلم باشد وراث کافر ارث نمی برند اگر چه از لحاظ طبقه و درجه مقدم بر مسلم باشند.
بعد از لعان، زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی برند و همچنین فرزندي که به سبب انکار او، لعان واقع شده، از پدر و پدر از او ارث نمی برد لیکن فرزند مزبور از مادر و خویشان مادري خود و همچنین مادر و خویشان مادري از او ارث می برند.
هر گاه پدر بعد از لعان رجوع کند پسر از او ارث می برد لیکن از ارحام پدر و همچنین پدر و ارحام پدري از پسر ارث نمی برند.
ولدالزنا از پدر و مادر و اقوام آنان ارث نمی ب رد لیکن اگر حرمت رابطه اي که طفل ثمره ي آن است نسبت به یکی از ابوین ثابت و نسبت به دیگري به واسطه ي اکراه یا شبهه ي زنا نباشد طفل فقط از این طرف و اقوام او ارث می برد و بالعکس.
اولاد و اقوام کسانی که به موجب ماده ۸۸ از ارث ممنوع می شوند محروم از ارث نمیباشند بنابراین اولاد کسی که پدر خود را کشته باشد از جد مقتول خود ارث می برد اگر وراث نزدیکتري باعث حرمان آنان نشود.
فصل چهارمدر حجب
حجب حالت وارثی است که به واسطه ي بودن وارث دیگر از بردن ارث کلاً یا جزئاً محروم میشود.
حجب بر دو قسم است :قسم اول آن است که وارث از اصل ارث محروم میگردد، مثل برادرزاده که به واسطه بودن برادر یا خواهر متوفی، از ارث محروم میشود یا برادر ابی که با بودن برادر ابوینی از ارث محروم میگردد؛ قسم دوم آن است که فرض وارث از حد اعلی به حد ادنی نازل میگردد م ثل تنزل حصه ي شوهر از نصف به ربع در صورتی که براي زوجه اولاد باشد و همچنین تنزل حصه ي زن از ربع به ثمن در صورتی که براي زوج او اولاد باشد.
ضابطه ي حجب از اصل ارث، رعایت اقربیت به میت است . بنابراین هر طبقه از وراث، طبقه ي بعد را از ارث محروم می نما ید مگر در مورد ماده ٣٩۶ و موردي که وارث دورتر بتواند به سمت قائم مقامی ارث ببرد که در این صورت هر دو ارث می برند.
در بین وراث طبقه ي اولی اگر براي میت اولادي نباشد اولاد او هر قدر که پایین بروند قائم مقام پدر یا مادر خود بوده و با هر یک از ابوین م توفی که زنده باشد ارث میبرند ولی در بین اولاد اقرب به میت، ابعد را از ارث محروم می نماید.
در بین وراث طبقه ي دوم اگر براي متوفی برادر یا خواهري نباشد اولاد اخوه، هر قدر که پایین بروند قائم مقام پدر یا مادر خود بوده با هر یک از اجداد متوفی که زند ه باشد ارث می برند لیکن در بین اجداد یا اولاد اخوه، اقرب به متوفی ابعد را از ارث محروم می کند . مفاد این ماده در مورد وارث طبقه سوم نیز مجري میباشد.
وراث ذیل حاجب از ارث ندارند :پدر، مادر، پسر، دختر، زوج و زوجه.