میثاق
امکاناتنحوهٔ کارتعرفه‌هامستندات حقوقیسوالات متداول
ورودشروع رایگان

همین امروز اولین قرارداد امن خود را بسازید

رایگان شروع کنید. در چند دقیقه نخستین سند معتبر خود را صادر کنید.

شروع رایگانمشاهدهٔ تعرفه‌ها
میثاق

میثاق، بستر هوشمند مدیریت، امضای دیجیتال و بایگانی امن قراردادها با اعتبار حقوقی و یکپارچگی تضمین‌شده.

محصول

  • امکانات
  • نحوهٔ کار
  • تعرفه‌ها
  • سوالات متداول

شرکت

  • دربارهٔ ما
  • وبلاگ
  • فرصت‌های شغلی
  • تماس با ما

قانونی

  • شرایط استفاده
  • مستندات حقوقی
  • حریم خصوصی
  • قرارداد کاربری
  • امنیت

سلب مسئولیت: میثاق ابزاری فناورانه برای تنظیم و امضای اسناد است و جایگزین مشاورهٔ حقوقی تخصصی نیست. اعتبار نهایی هر سند تابع قوانین جاری و توافق طرفین است.

© ۱۴۰۵ پلتفرم میثاق، همهٔ حقوق محفوظ است.

نماد اعتماد الکترونیکی

طراحی و توسعه با ❤

مرجع حقوقی

قانون مدنی و آیین دادرسی مدنی

قانون مدنی و آیین دادرسی مدنی؛ برای جابه‌جایی از زیرتب‌ها استفاده کنید.

مدنیمدنی و آیین دادرسیتجارتتجارت و تجارت الکترونیکیکار/بیمهکار و تأمین اجتماعیپیش‌فروش/ثبتپیش‌فروش و ثبتمالیاتقانون مالیات‌های مستقیممالکیت صنعتیمالکیت صنعتیاوراق/بانکاوراق بهادار و بانک مرکزی
قانون مدنیآیین دادرسی مدنی

در انتشار و آثار و اجراي قوانین به طور عموم

ماده ۱۰۱۴

اگر یکی از وراث غایب تضم ینات کافیه بدهد، محکمه نمی‌تواند امین دیگري معین نماید و وارث مزبور به این سمت معین خواهد شد.

ماده ۱۰۱۵

وظایف و مسئولیت هاي امینی که به موجب مواد قبل معین می‌گردد، همان است که براي قیم مقرر است.

ماده ۱۰۱۶

هر گاه هم فوت و هم تاریخ فوت غایب مفقودالاثر مسلم ش ود اموال او بین وراث موجود حین الموت تقسیم می‌گردد اگر چه یک یا چند نفر آن ها از تاریخ فوت غایب به بعد فوت کرده باشد.

ماده ۱۰۱۷

اگر فوت غایب بدون تعیین تاریخ فوت ثابت گردد محکمه باید تاریخی را که فوت او در آن تاریخ محقق بوده معین کند در این صورت اموال غایب بین وراثی که در تاریخ مزبور موجود بودهاند تقسیم می‌شود.

ماده ۱۰۱۸

مفاد ماده فوق در موردي نیز رعایت می‌گردد که حکم موت فرضی غایب صادر شود.

ماده ۱۰۱۹

حکم موت فرضی غایب در موردي صادر می‌شود که از تاریخ آخرین خبري که از حیات او رسیده است مدتی گذشته باشدکه ع ادتاً چنین شخصی زنده نمی ماند.

ماده ۱۰۲۰

موارد ذیل از جمله مواردي محسوب است که عادتاً شخص غایب زنده فرض نمی‌شود: ۱- وقتی که ده سال تمام از تاریخ آخرین خبري که از حیات غایب رسیده است گذشته و در انقضاي مدت مزبور سن غایب از هفتاد و پنج سال گذشته باشد؛ ۲- وقتی که یک نفر به عنوانی از عناوین، جزء قشون مسلح بوده و در زمان جنگ مفقود و سه سال تمام از تاریخ انعقاد صلح بگذرد بدون این که خبري از او برسد، هر گاه جنگ منتهی به انعقاد صلح نشده باشد مدت مزبور پنج سال از تاریخ ختم جنگ محسوب می‌شود؛ ۳- وقتی که یک نفر حین سفر بحري در کشتی بوده که آن کشتی در آن مسافرت تلف شده است سه سال تمام از تاریخ تلف شدن کشتی گذشته باشد بدون این که از آن مسافر خبري برسد.

ماده ۱۰۲۱

در مورد فقره ي اخیر ماده ي قبل اگر با انقضاي مدت هاي ذیل که مبدأ آن از روز حرکت کشتی محسوب می‌شود کشتی به مقصد ن رسیده باشد و در صورت حرکت بدون مقصد به بندري که از آن جا حرکت کرده برنگشته و از وجود آن به هیچ وجه خبري نباشد کشتی تلف شده محسوب می‌شود: الف- براي مسافرت در بحر خزر و داخل خلیج فارس یک سال؛ ب- براي مسافرت در بحرعمان، اقیانوس هند، بحر احمر، بحرسفید) مدیتران ه( ، بحرسیاه و بحر آزوف دو سال؛ ج- براي مسافرت در سایر بحار سه سال.

ماده ۱۰۲۲

اگر کسی در نتیجه ي واقعه اي به غیر آن چه در فقره ۲ ي ۳ و ماده ۲۰۱ مذکور است دچار خطر مرگ گشته و مفقود شده و یا در طیاره بوده و طیاره مفقود شده باشد وقتی می‌توان حکم موت فرضی او ر ا صادر نمود که پنج سال از تاریخ دچار شدن به خطر مرگ بگذرد بدون این که خبري از حیات مفقود رسیده باشد.

ماده ۱۰۲۳

در مورد مواد ۲۰۱ و ۱۰۲۱ و ۱۰۲۲ محکمه وقتی می‌تواند حکم موت فرضی غایب را صادر نماید که در یکی از جراید محل و یکی از روزنامه هاي کثیرالانتشار تهرا ن اعلانی در سه دفعه ي متوالی هر کدام به فاصله یک ماه منتشر کرده و اشخاصی را که ممکن است از غایب خبري داشته باشند دعوت نماید که اگر خبر دارند به اطلاع محکمه برسانند . هر گاه یک سال از تاریخ اولین اعلان بگذرد و حیات غایب ثابت نشود حکم موت فرضی او داده می‌شود.

ماده ۱۰۲۴

اگر اشخاص متعدد در یک حادثه تلف شوند فرض بر این می‌شود که همه ي آن ها در آن واحد مرده اند . مفاد این ماده مانع از اجراي مقررات مواد ۳۷۸ و ٧٨۴ جلد اول این قانون نخواهد بود.

ماده ۱۰۲۵

وراث غایب مفقودالاثر می‌توانند قبل از صدور حکم موت فرضی او نیز ا ز محکمه تقاضا نمایند که دارایی او را به تصرف آن ها بدهد مشروط بر این که اولاً غایب مزبور کسی را براي اداره کردن اموال خود معین نکرده باشد و ثانیاً دو سال تمام از آخرین خبر غایب گذشته باشد بدون این که حیات یا ممات او معلوم باشد . در مورد این ماده رعایت ماده ۱۰۲۳ راجع به اعلان مدت یک سال حتمی است.

ماده ۱۰۲۶

در مورد ماده قبل وراث باید ضامن و یا تضمینات کافیه دیگر بدهند تا در صورتی که اشخاص ثالث حقی بر اموال او داشته باشند از عهده ي اموال و یا حق اشخاص ثالث بر آیند . تضمینات مزبور تا موقع صدور حکم موت فرضی غایب ب اقی خواهد بود.

ماده ۱۰۲۷

بعد از صدور حکم فوت فرضی نیز اگر غایب پیدا شود کسانی که اموال او را به عنوان وراثت تصرف کرده اند باید آن چه را که از اعیان یا عوض و یا منافع اموال مزبور حین پیداشدن غایب موجود می‌باشد مسترد دارند.

ماده ۱۰۲۸

امینی که براي اداره کردن اموال غایب مفقودالاثر معین می‌شود باید نفقه ي زوجه ي دائم یا منقطعه که مدت او نگذشته و نفقه ي او را زوج تعهد کرده باشد و اولاد غایب را از دارایی غایب تأدیه نماید .در صورت اختلاف در میزان نفقه تعیین آن به عهده ي محکمه است.

ماده ۱۰۲۹

هر گاه شخصی چهار سال تم ام غایب مفقودالاثر باشد زن او می‌تواند تقاضاي طلاق کند . در این صورت با رعایت ماده ۱۰۲۳ حاکم او را طلاق می دهد.

ماده ۱۰۳۰

اگر شخص غایب پس از وقوع طلاق و قبل از انقضاي مدت عده مراجعت نماید نسبت به طلاق حق رجوع دارد ولی بعد از انقضاي مدت مزبور حق رجوع ندارد. ک تاب ششم- در قرابت

ماده ۱۰۳۱

قرابت بر دو قسم است :قرابت نسبتی و قرابت سببی.

ماده ۱۰۳۲

قرابت نسبی به ترتیب طبقات ذیل است: طبقه اول- پدر و مادر و اولاد و اولاد اولاد؛ طبقه دوم اجداد و برادر و خواهر و اولاد آن ها؛ طبقه سوم اعمام و عمات و اخوال و خالات و ا ولاد آن ها. در هر طبقه، درجات قرب و بعد قرابت نسبی به عده ي نسل ها در آن طبقه معین می‌گردد . مثلاً در طبقه ي اول، قرابت پدر و مادر با اولاد در درجه ي اول و نسبت با اولاد اولاد در درجه ي دوم خواهد بود و هکذا در طبقه ي دوم قرابت برادر و خواهر و جد و جده در در جه ي اول از طبقه ي دوم و اولاد برادر و خواهر و جد پدر در درجه ي دوم از طبقه ي دوم خواهد بود و در طبقه ي سوم قرابت عمو و دایی و عمه و خاله در درجه ي اول از طبقه ي سوم و درجه ي اولاد آن ها در درجه ي دوم از آن طبقه است.

ماده ۱۰۳۳

هر کس در هر خط و به هر درجه ک ه با یک نفر قرابت نسبی داشته باشد در همان خط و به همان درجه، قرابت سببی با زوج یا زوجه ي او خواهد داشت بنابراین پدر و مادر زنِ یک مرد اقرباي سببی درجه ي اول آن مرد و برادر و خواهر شوهر یک زن از اقرباي سببی درجه دوم آن زن خواهند بود.

باب اول·در نکاح

فصل اول·در خواستگاري

کتاب هفتم·در نکاح و ط لاق

ماده ۱۰۳۴

هر زنی را که خالی از موانع نکاح باشد می‌توان خواستگاري نمود.

ماده ۱۰۳۵

وعده ي ازدواج ایجاد علقه ي زوجیت نمی کند اگر چه تمام یا قسمتی از مهریه که بین طرفین براي موقع ازدواج مقرر گردیده پرداخته شده باشد. بنابراین هر یک از زن و مرد مادام که عقد نکاح جاري نشده می‌تواند از وصلت امتناع کند و طرف دیگر نمی‌تواند به هیچ وجه او را مجبور به ازدواج کرده و یا از جهت صرف امتناع از وصلت مطالبه ي خسارتی نماید.

ماده ۱۰۳۶

حذف شده است.

ماده ۱۰۳۷

هر یک از نامزدها می‌تواند در صورت به هم خوردن وصلت منظور، هدایایی را که به طرف دیگر یا ابوین او براي وصلت منظور داده است مطالبه کند . اگر عین هدایا موجود نباشد مستحق قیمت هدایایی خواهد بود که عادتاً نگاه داشته می‌شود مگر این که آن هدایا بدون تقصیر طرف دیگر تلف شده باشد.

ماده ۱۰۳۸

مف اد ماده قبل از حیث رجوع به قیمت در موردي که وصلت منظور در اثر فوت یکی از نامزدها به هم بخورد مجري نخواهد بود.

ماده ۱۰۳۹

حذف شده است.

ماده ۱۰۴۰

هر یک از طرفین می‌تواند براي انجام وصلت منظور از طرف مقابل تقاضا کند که تصدیق طبیب به صحت از امراض مسري مهم از قب یل سفلیس و سوزاك و سل ارائه دهد.

فصل دوم·قابلیت صحی براي ازدواج

ماده ۱۰۴۱

عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ۳۱ سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن ١۵ سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح.

ماده ۱۰۴۲

حذف شده است.

ماده ۱۰۴۳

نکاح دختر باکره اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد موقوف به اجازه ي پدر یا جد پدري او است و هر گاه پدر یا جد پدري بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند اجازه ي او ساقط و در این صورت دختر می‌تواند با معرفی کامل مردي که می خواهد با او ازدواج نماید و شرایط ن کاح و مهري که بین آن ها قرار داده شده پس از اخذ اجازه از دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید.

ماده ۱۰۴۴

در صورتی که پدر یا جد پدري در محل حاضر نباشد و استیذان از آن ها نیز عادتاً غیرممکن بوده و دختر نیز احتیاج به ازدواج د اشته باشد، وي می‌تواند اقدام به ازدواج نماید.

تبصره :ثبت این ازدواج در دفترخانه منوط به احراز موارد فوق دردادگاه مدنی خاص می‌باشد.

فصل سوم·در موانع نکاح

ماده ۱۰۴۵

نکاح با اقارب نسبی ذیل ممنوع است اگر چه قرابت، حاصل از شبهه یا زنا باشد: ۱- نکاح با پدر و ا جداد و با مادر و جدات هر قدر که بالا برود؛ ۲- نکاح با اولاد هر قدر که پایین برود؛ ۳- نکاح با برادر و خواهر و اولاد آن ها تا هر قدر که پایین برود؛ ۴ - نکاح با عمات و خالات خود و عمات و خالات پدر و مادر و اجداد و جدات.

ماده ۱۰۴۶

قرابت رضاعی از حیث حرمت نکاح د ر حکم قرابت نسبی است مشروط بر این که: ًاولا- شیر زن از حمل مشروع حاصل شده باشد؛ ًثانیا- شیر مستقیماً از پستان مکیده شده باشد؛ ًثالثا- طفل لااقل یک شبانه روز و یا ١۵ ، دفعه متوالی شیر کامل خورده باشد بدون این که در بین غذاي دیگر یا شیر زن دیگر را بخورد؛ رابعًا- شیرخوردن طفل قبل از تمام شدن دو سال از تولد او باشد؛ ًخامسا- مقدار شیري که طفل خورده است از یک زن و از یک شوهر باشد . بنابراین اگر طفل در شبانه روز مقداري از شیر یک زن و مقداري از شیرزن دیگر بخورد موجب حرمت نمی‌شود اگر چه شوهر آن دو زن یکی باشد و همچنین اگر یک زن، یک دختر و یک پسر رضاعی داشته باشد که هر یک را از شیر متعلق به شوهر دیگر شیر داده باشد آن پسر و یا آن دختر برادر و خواهر رضاعی نبوده و ازدواج بین آن ها از این حیث ممنوع نمی‌باشد.

ماده ۱۰۴۷

نکاح بین اشخاص ذیل به واسطه ي مصاهره ممنوع دائمی است: ۱- بین مرد و مادر و جدات زن او از هر درجه که باشد اعم ازنسبی و رضاعی؛ ۲- بین مرد و زنی که سابقاً زن پدر و یا زن یکی از اجداد یا زن پسر یا زن یکی از احفاد او بوده است هر چند قرابت رضاعی باشد؛ ۳- بین مرد با اناث از اولاد زن از هر درجه که باشد ولو رضاعی مشروط ب ر این که بین زن و شوهر زناشویی واقع شده باشد.

ماده ۱۰۴۸

جمع بین دو خواهر ممنوع است اگر چه به عقد منقطع باشد.

ماده ۱۰۴۹

هیچ کس نمی‌تواند دختر برادر زن و یا دختر خواهر زن خود را بگیرد مگر با اجازه ي زن خود.

ماده ۱۰۵۰

هر کس زن شوهردار را با علم به وجود علقه ي زوجیت و حرمت نکاح و یا زنی را که در عده طلاق یا در عده وفات است با علم به عده و حرمت نکاح براي خود عقد کند عقد باطل و آن زن مطلقاٌ بر آن شخص حرام مؤبد می‌شود.

ماده ۱۰۵۱

حکم مذکور در ماده ي فوق در موردي نیز جاري است که عقد از روي جهل به تمام یا یکی از امور مذکوره فوق بوده و نزدیکی هم واقع شده باشد . در صورت جهل و عدم وقوع نزدیکی عقد باطل ولی حرمت ابدي حاصل نمی‌شود.

ماده ۱۰۵۲

تفریقی که با لعان حاصل می‌شود موجب حرمت ابدي است.

ماده ۱۰۵۳

عقد در حال احرام باطل است و با علم به حرمت موجب حرمت ابدي است.

نمایش ماده ۱۰۱۴–۱۰۵۳ از ۱۳۱۷ ماده

قبلیصفحه ۲۶ از ۳۳بعدی