ماده ۱۱۳۴
طلاق باید به صیغه ي طلاق و در حضور لااقل دو نفر مرد عادل که طلاق را بشنوند واقع گردد.
قانون مدنی و آیین دادرسی مدنی؛ برای جابهجایی از زیرتبها استفاده کنید.
در انتشار و آثار و اجراي قوانین به طور عموم
طلاق باید به صیغه ي طلاق و در حضور لااقل دو نفر مرد عادل که طلاق را بشنوند واقع گردد.
طلاق ب اید منجز باشد و طلاق معلق به شرط، باطل است.
طلاق دهنده باید بالغ و عاقل و قاصد و مختار باشد.
ولی مجنون دائمی میتواند در صورت مصلحت مولی علیه، زن او را طلاق دهد.
ممکن است صیغه ي طلاق را به توسط وکیل اجرا نمود.
طلاق م خصوص عقد دائم است و زن منقطعه با انقضاي مدت یا بذل آن از طرف شوهر از زوجیت خارج میشود.
طلاق زن در مدت عادت زنانگی یا در حال نفاس صحیح نیست مگر این که زن حامل باشد یا طلاق قبل از نزدیکی با زن واقع شود یا شوهر غایب باشد به طوري که اطلاع از عادت زن انگی بودن زن نتواند حاصل کند.
طلاق در طهر مواقعه صحیح نیست مگر این که زن یائسه یا حامل باشد.
طلاق زنی که با وجود اقتضاي سن عادت زنانگی نمیشود وقتی صحیح است که از تاریخ آخرین نزدیکی با زن سه ماه گذشته باشد.
مبحث دومدر اقسام طلاق
طلاق بر دو قسم است :بائن و رجعی.
در طلاق بائن براي شوهر حق رجوع نیست.
در موارد ذیل طلاق، بائن است: ۱- طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود؛ ۲- طلاق یائسه؛ ۳- طلاق خلع و مبارات مادام که زن رجوع به عوض نکرده باشد؛ ۴ - سومین طلاق که بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید اعم از این که وصلت در نتیجه ي رجوع باشد یا در نتیجه ي نکاح جدید.
طلاق خلع آن است که زن به واسطه ي کراهتی که از شوهر خود دارد در مقابل مالی که به شوهر می دهد طلاق بگیرد اعم از این که مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بی شتر و یا کمتر از مهر باشد.
طلاق مبارات آن است که کراهت از طرفین باشد ولی در این صورت عوض باید زائد بر میزان مهر نباشد.
در طلاق رجعی براي شوهر در مدت عده حق رجوع است.
رجوع در طلاق به هر لفظ یا فعلی حاصل میشود که دلالت بر رجوع کند مشروط بر این که مقرون به قصد رجوع باشد.
مبحث سومدر عده
عده عبارت است از مدتی که تا انقضاي آن، زنی که عقد نکاح او منحل شده است نمیتواند شوهر دیگر اختیار کند.
عده ي طلاق و عده ي فسخ نکاح سه طهر است مگر این که زن با اقتضاي سن، عادت زنانگی نبیند که در این صورت عده ي او سه ماه است.
عده ي فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاي آن در مورد نکاح منقطع در غیرحامل دو طهر است مگر این که زن با اقتضاي سن عادت زنانگی نبیند که در این صورت۴۵ روز است.
عده ي طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و ان قضاي آن در مورد زن حامله تا وضع حمل است.
عده ي وفات چه در دائم و چه در منقطع در هر حال چهار ماه و ده روز است مگر این که زن حامل باشد که در این صورت عده ي وفات تا موقع وضع حمل است مشروط بر این که فاصله ي بین فوت شوهر و وضع حمل از چهار ماه و ده روز بیشتر باشد والا مدت عده همان چهار ماه و ده روز خواهد بود.
زنی که بین او و شوهر خود نزدیکی واقع نشده و همچنین زن یائسه، نه عده ي طلاق دارد و نه عده ي فسخ نکاح ولی عده ي وفات در هر مورد باید رعایت شود.
زنی که شوهر او غایب مفقودالاثر بوده و حاکم او را طلاق داده باشد باید از تاریخ طلاق عده ي وفات نگاه دارد.
زنی که به شبهه با کسی نزدیکی کند باید عده ي طلاق نگاه دارد.
باب اولدر نسب
کتاب هشتمدر اولاد
طفل متولد در زمان زوجیت، ملحق به شوهر است مشروط بر این که از تاریخ ن زدیکی تا زمان تولد کمتر از شش ماه و بیشتر از ده ماه نگذشته باشد.
هر طفلی که بعد از انحلال نکاح متولد شود ملحق به شوهر است مشروط بر این که مادر هنوز شوهر نکرده و از تاریخ انحلال نکاح تا روز ولادت طفل بیش از ده ماه نگذشته باشد مگر آن که ثابت شود که از تاریخ نزدیکی تا زمان ولادت کمتر از شش ماه و یا بیش از ده ماه گذشته باشد.
در صورتی که عقد نکاح پس از نزدیکی منحل شود و زن مجدداً شوهر کند و طفلی از او متولد گردد طفل به شوهري ملحق میشود که مطابق مواد قبل الحاق او به آن شوهر ممکن است در صورتی که مطابق مواد قبل الحاق طفل به هر دو شوهر ممکن باشد طفل ملحق به شوهر دوم است مگر آن که امارات قطعیه برخلاف آن دلالت کند.
در مورد مواد قبل هر گاه شوهر صریحاً یا ضمناً اقرار به ابوت خود نموده باشد دعوي نفی ولد از او مسموع نخواهد بود.
در م ورد مواد قبل دعوي نفی ولد باید در مدتی که عادتاً پس از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل براي امکان اقامه دعوي کافی میباشد اقامه گردد و در هر حال دعوي مزبور پس از انقضاي دو ماه از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل مسموع نخواهد بود.
در موردي که شوهر مطلع از تاریخ حقیقی تولد طفل نبوده و تاریخ تولد را بر او مشتبه نموده باشند به نوعی که موجب الحاق طفل به او باشد و بعدها شوهر از تاریخ حقیقی تولد مطلع شود مدت مرور زمان دعوي نفی، دو ماه از تاریخ کشف خدعه خواهد بود.
احکام مواد قبل در مورد طفل متولد از نزدیکی به شبهه نیز جاري است اگر چه مادر طفل مشتبه نباشد.
طفل متولد از نزدیکی به شبهه فقط ملحق به طرفی میشود که در اشتباه بوده و در صورتی که هر دو در اشتباه بوده اند ملحق به هر دو خواهد بود.
هر گاه به واسطه ي وجود مانعی نکاح ب ین ابوین طفل باطل باشد نسبت طفل به هر یک از ابوین که جاهل بر وجود مانع بوده مشروع و نسبت به دیگري نامشروع خواهد بود . ،در صورت جهل هر دو نسب طفل نسبت به هر دو مشروع است.
طفل متولد از زنا ملحق به زانی نمیشود.
باب دومدر نگاهداری و تربیت اطفال
براي حضانت و نگهداري طفلی که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی می کنند، مادر تا سن هفت سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است.
تبصره : بعد از هفت سالگی در صورت حدوث اختلاف، حضانت طفل با رعایت مصلحت ک ودك به تشخیص دادگاه میباشد). اصلاحی ۱۳۸۲/۹/۸ مجمع تشخیص نظام(
اگر مادر در مدتی که حضانت طفل با او است مبتلا به جنون شود یا به دیگري شوهر کند حق حضانت با پدر خواهد بود.
در صورت فوت یکی از ابوین حضانت طفل با آن که زنده است خواهد بود هر چن د متوفی پدر طفل بوده و براي او قیم معین کرده باشد.
هیچ یک از ابوین حق ندارند در مدتی که حضانت طفل به عهده ي آن هاست از نگاهداري او امتناع کنند، در صورت امتناع یکی از ابوین، حاکم باید به تقاضاي دیگري یا تقاضاي قیم یا یکی از اقربا و یا به تقاضاي مد عی العموم، نگاهداري طفل را به هر یک از ابوین که حضانت به عهده ي اوست الزام کند و در صورتی که الزام ممکن یا مؤثر نباشد حضانت را به خرج پدر و هر گاه پدر فوت شده باشد به خرج مادر تأمین کند.
هر گاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادري که ط فل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی و یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، محکمه میتواند به تقاضاي اقرباي طفل یا به تقاضاي قیم او یا به تقاضاي رئیس حوزه قضاییه تصمیمی را که براي حضانت طفل مقتضی بداند، اتخاذ کند. موارد ذیل از مصادیق عدم مواظبت و یا انحطاط اخلاق ی هر یک از والدین است: ۱- اعتیاد زیان آور به الکل، مواد مخدر و قمار ۲- اشتهار به فساد اخلاق و فحشا ۳- ابتلا به بیماري هاي روانی با تشخیص پزشکی قانونی ۴ - سوءاستفاده از طفل یا اجبار او به ورود در مشاغل ضداخلاقی مانند فساد و فحشا، تکدي گري و قاچاق ۵ - تکرار ضر ب و جرح خارج از حد متعارف
در صورتی که به علت طلاق یا به هر جهت دیگر ابوین طفل در یک منزل سکونت نداشته باشند هر یک از ابوین که طفل تحت حضانت او نمیباشد حق ملاقات طفل خود را دارد تعیین زمان و مکان ملاقات و سایر جزئیات مربوطه به آن ها در صورت اختلا ف بین ابوین با محکمه است.