ماده ۱۲۱۶
هر گاه صغیر یا مجنون یا غیررشید باعث ضرر غیر شود ضامن است.
قانون مدنی و آیین دادرسی مدنی؛ برای جابهجایی از زیرتبها استفاده کنید.
در انتشار و آثار و اجراي قوانین به طور عموم
هر گاه صغیر یا مجنون یا غیررشید باعث ضرر غیر شود ضامن است.
اداره ي اموال صغار و مجانین و اشخاص غیررشید به عهده ي ولی یا قیم آنان است به طوري که در باب سو م از کتاب هشتم و مواد بعد مقرر است.
فصل دومدر موارد نصب قیم و ترتیب آن
براي اشخاص ذیل نصب قیم میشود: ۱- براي صغاري که ولی خاص ندارند؛ ۲- براي مجانین و اشخاص غیررشید که جنون یا عدم رشد آن ها متصل به زمان صغر آن ها بوده و ولی خاص نداشته باشند؛ ۳- براي مجانین و اشخاص غیررشید که جنون یا عدم رشد آن ها متصل به زمان صغر آن ها نباشد.
هر یک از ابوین مکلف است در مواردي که به موجب ماده ي قبل باید براي اولاد آن ها قیم معین شود مراتب را به دادستان حوزه ي اقامت خود و یا به نماینده ي او اطلاع داده و از او تقاضا نماید که اقدام لازم براي نصب قیم به عمل آورد.
در صورت نبودن هیچ یک از ابوین یا عدم اطلاع آن ها انجام تکلیف مقرر در ماده ي قبل به عهده ي اقربایی است که با شخص محتاج به قیم در یک جا زندگی می نمایند.
اگر کسی به موجب ماده ۱۲۱۸ باید براي او نصب قیم شود زن یا شوهر داشته باشد زوج یا زوجه نیز مکلف به انجام تکلیف مقرر در ماده ۱۲۱۹ خواهند بود.
در هر موردي که دادستان به نحوي از انحا به وجود شخصی که مطابق ماده ۱۲۱۸ باید براي او نصب قیم شود مسبوق گردید باید به دادگاه مدنی خاص رجوع و اشخاصی را که براي قیمومت مناسب می داند به آن دادگاه معرفی کند . دادگاه مدنی خاص از میان اشخاص مزبور یک یا چند نفر را به سمت قیم معین و حکم نصب او را صادر می کند و نیز دادگاه مذکور میتواند علاوه بر قیم یک یا چند نفر را به عنوان ناظر معین نماید دراین صورت دادگاه باید حدود اختیارات ناظر را نیز تعیین کند . اگر دادگاه مدنی خاص اشخاصی را که معرفی شده اند معتمد ندید اشخاص دیگري را از دادسرا خواهد خواست.
در مورد مجانین، دادستان باید قبلاً رجوع به خبره کرده نظریات خبره را به دادگاه مدنی خاص ارسال دار د . در صورت اثبات جنون، دادستان به دادگاه رجوع می کند تا نصب قیم شود . در مورد اشخاص غیررشید نیز دادستان مکلف است که قبلاً به وسیله ي مطلعین اطلاعات کافیه در باب سفاهت او به دست آورده و در صورتی که سفاهت را مسلم دید در دادگاه مدنی خاص اقامه ي دعوا نماید و پس از صدور حکم عدم رشد براي نصب قیم به دادگاه رجوع نماید.
حفظ و نظارت در اموال صغار و مجانین و اشخاص غیررشید مادام که براي آن ها قیم معین نشده به عهده ي مدعی العموم خواهد بود . طرز حفظ و نظارت مدعی العموم به موجب نظامنامه ي وزارت عدلیه معین خواهد شد.
همین که حکم جنون یا عدم رشد یک نفر صادر و به توسط محکمه ي شرع براي او قیم معین گردید مدعی العموم میتواند حجر آن را اعلان نماید . انتشار حجر هر کسی که نظر به وضعیت دارایی او ممکن است طرف معاملات بالنبسه عمده واقع گردد الزامی است.
اسامی اشخاصی که بعد از کبر و رشد به علت جنون یا سفه محجور می گردند باید در دفتر مخصوص ثبت شود .مراجعه به دفتر مزبور براي عموم آزاد است.
فقط کسی را محاکم و ادارات و دفاتر اسناد رسمی به قیمومت خواهند شناخت که نصب او مطابق قانون توسط دادگاه به عمل آمده ب اشد.
در خارج ایران کنسول ایران و یا جانشین وي میتواندنسبت به ایرانیانی که باید مطابق ماده ۱۲۱۸ براي آن ها قیم نصب شود و در حوزه ي مأموریت او ساکن یا مقیم اند موقتاً نصب قیم کند و باید تا ۱۰ روز پس از نصب قیم مدارك عمل خود را به وسیله ي وزارت امو ر خارجه به وزارت دادگستري بفرستد . نصب قیم مزبور وقتی قطعی میگردد که دادگاه مدنی خاص تهران تصمیم کنسول یا جانشین او را تنفیذ کند.
وظایف و اختیاراتی که به موجب قوانین و نظامات مربوطه در مورد دخالت مدعیان عمومی در امور صغار و مجانین و اشخاص غیررشید مقرر است در خارج ایران به عهده ي مأمورین قنسولی خواهد بود.
اگر در عهود و قراردادهاي منعقده بین دولت ایران و دولتی که مأمور قنسولی مأموریت خود را در مملکت آن دولت اجرا می کند ترتیبی برخلاف مقررات دو ماده ي فوق اتخاذ شده باشد مأمورین مذکور مفاد آن دو ماده را تا حدي که با مقررات عهدنامه یا قرارداد مخالف نباشد اجرا خواهند کرد.
اشخاص ذیل نباید به سمت قیمومت معین شوند: ۱- کسانی که خود تحت ولایت یا قیمومت هستند؛ ۲- کسانی که به علت ارتکاب جنایت یا یکی از جنحه هاي ذیل به موجب حکم قطعی محکوم شده باشند: سرقت، خیانت در امانت، کلاهبرداري، اختلاس، هتک ناموس یا منافیات عفت، جنحه نسبت به اطفال، ورشکستگی به تقصیر .
۳- کسانی که حکم ورشکستگی آن ها صادر و هنوز عمل ورشکستگی آن ها تصفیه نشده است؛ ۴ - کسانی که معروف به فساد اخلاق باشند؛ ۵ - کسی که خود یا اقرباي طبقه ي اول او دعوایی بر محجور داشته باشد.
با داشتن صلاحیت براي قیمومت، اقرباي محجور مقدم بر سایرین خواهند بود.
زن نمیتواند بدون رضایت شوهر خود، سمت قیمومت را قبول کند.
در صورتی که محکمه بیش از یک نفر را براي قیمومت تعیین کند میتواند وظایف آن ها را تفکیک نماید.
فصل سومدر اختیارات و وظایف و مسئولیت قیم و حدود آن نظارت مدعی العموم در امور صغار و مجانین و اشخاص غیررشید
مواظبت شخص مولی علیه و نمایندگی قانونی او در کلیه ي امور مربوط به اموال و حقوق مالی او با قیم است.
قیم مکلف است قبل از مداخله در امور مالی مولی علیه صورت جامعی از کلیه ي دارایی او تهیه کرده و یک نسخه از آن را به امضاي خود براي دادستانی که مولی علیه در حوزه ي آن سکونت دارد بفرستد و دادستان یا نماینده ي او باید نسبت به میزان دارایی مولی علیه تحق یقات لازمه به عمل آورد.
مدعی العموم یا نماینده ي او باید بعد از ملاحظه ي صورت دارایی مولی علیه مبلغی را که ممکن است مخارج سالیانه مولی علیه بالغ بر آن گردد و مبلغی را که براي اداره کردن دارایی مزبور ممکن است لازم شود معین نماید . قیم نمیتواند بیش از مبالغ مزبور خرج کند مگر با تصویب مدعی العموم.
قیمی که تقصیر در حفظ مال مولی علیه بنماید مسئول ضرر و خساراتی است که از نقصان یا تلف آن مال حاصل شده اگر چه نقصان یا تلف مستند به تفریط یا تعدي قیم نباشد.
ًهر گاه معلوم شود که قیم عامدا مالی را که متعلق به مولی علیه بوده جزو صورت دارایی او قید نکرده و یا باعث شده است که آن مال در صورت مزبور قید نشود مسئول هر ضرر و خساراتی خواهد بود که از این حیث ممکن است به مولی علیه وارد شود . به علاوه در صورتی که عمل مزبور از روي سوءنیت بوده قیم معزول خو اهد شد.
قیم نمیتواند به سمت قیمومت از طرف مولی علیه با خود معامله کند اعم از این که مال مولی علیه را به خود منتقل کند یا مال خود را به او انتقال دهد.
قیم نمیتواند اموال غیرمنقول مولی علیه را بفروشد و یا رهن گذارد یا معامله اي کند که د ر نتیجه ي آن، خود، مدیون مولی علیه شود مگر با لحاظ غبطه ي مولی علیه و تصویب مدعی العموم . درصورت اخیر شرط حتمی تصویب مدعی العموم ملائت قیم میباشد و نیز نمیتواند براي مولی علیه بدون ضرورت و احتیاج قرض کند مگر با تصویب مدعی العموم.
قیم نمیتواند د عوي مربوط به مولی علیه را به صلح خاتمه دهد مگر با تصویب مدعی العموم.
در صورت وجود موجبات موجه، دادستان میتواند از دادگاه مدنی خاص تقاضا کند که از قیم تضمیناتی راجع به اداره ي اموال مولی علیه بخواهد .تعیین نوع تضمین به نظر دادگاه است . هر گاه قیم براي تعیین نوع تضمین حاضر نشد، از قیمومت عزل میشود.
قیم باید لااقل سالی یک مرتبه حساب تصدي خود را به مدعی العموم یا نماینده ي او بدهد و هر گاه در ظرف یک ماه از تاریخ مطالبه ي مدعی العموم حساب ندهد به تقاضاي مدعی العموم معزول میشود.
قی م باید حساب زمان تصدي خود را پس از کبر و رشد یا رفع حجر به مولی علیه سابق خود بدهد . هر گاه قیمومت او قبل از رفع حجر خاتمه یابد حساب زمان تصدي باید به قیم بعدي داده شود.
قیم میتواند براي انجام امر قیمومت، مطالبه ي اجرت کند . میزان اجرت مزبور با رع ایت کار قیم و مقدار اشتغالی که از امر قیمومت براي او حاصل میشود و محلی که قیم در آن جا اقامت دارد و میزان عایدي مولی علیه تعیین میگردد.
مدعی العموم میتواند اعمال نظارت در امور مولی علیه را کلاً یا بعضاً به اشخاص موثق یا هیأت یا مؤسسه واگذار نم اید . شخص یا هیأت یا مؤسسه که براي اعمال نظارت تعیین شده در صورت تقصیر یا خیانت، مسئول ضرر و خسارت وارده به مولی علیه خواهند بود.
فصل چهارمدر موارد عزل قیم
در موارد ذیل قیم معزول میشود: ۱- اگر معلوم شود که قیم فاقد صفت امانت بوده و یا این صفت از او سلب شود؛ ۲- اگر قیم مرتکب جنایت و یا مرتکب یکی از جنحه هاي ذیل شده و به موجب حکم قطعی محکوم گردد: سرقت، خیانت در امانت، کلاهبرداري، اختلاس، هتک ناموس، منافیات عفت، جنحه نسبت به اطفال، ورشکستگی به تقصیر یا تقلب ۳- اگر قیم به علتی غیر از علل فوق محکوم به حبس شود و بدین جهت نتواند امور مالی مولی علیه را اداره کند؛ ۴ - اگر قیم ورشکسته اعلان شود؛ ۵ - اگر عدم لیاقت یا توانایی قیم در اداره ي اموال مولی علیه معلوم شود؛ ۶ - در مورد مواد ۱۲۳۹، ۱۲۴۳، ۱۲۴۴ با تقاضاي مدعی العموم.
اگر قیم مجنون یا فاقد رشد گردد منعزل میشود.
هر گاه قیم در امور مربوطه به اموال مولی علیه یا جنحه یا جنایت نسبت به شخص او مورد تعقیب مدعی العموم واقع شود محکمه به تقاضاي مدعی العموم موقتاً قیم دیگري براي اداره ي اموال مولی علیه معین خواهد کرد.
هر گاه زن بی شوهري ولو مادر مولی علیه که به سمت قیمومت معین شده است اختیار شوهر کند باید مراتب را در ظرف یک ماه از تاریخ انعقاد نکاح به دادستان حوزه ي اقامت خود یا نماینده ي او اطلاع دهد . در این صورت دادستان یا نماینده ي او میتواند با رعایت وضعیت جدید آن زن تقاضاي تعیین ق یم جدید و یا ضم ناظر کند.
در مورد ماده قبل اگر قیم ازدواج خود را در مدت مقرر به مدعی العموم یا نماینده او اطلاع ندهد مدعی العموم میتواند تقاضاي عزل او را بکند.
فصل پنجمدر خروج از تحت قیمومت
پس از زوال سببی که موجب تعیین قیم شده، قیم ومت مرتفع میشود.
خروج از قیمومت را ممکن است خود مولی علیه یا هر شخص ذي نفع دیگري تقاضا نماید . تقاضانامه ممکن است مستقیماً یا توسط دادستان حوزه اي که مولی علیه در آن جا سکونت دارد یا نماینده ي او به دادگاه مدنی خاص همان حوزه داده شود.
د ر مورد ماده قبل مدعی العموم یا نماینده ي او مکلف است قبلاً نسبت به رفع علت، تحقیقات لازمه به عمل آورده مطابق نتیجه ي حاصله از تحقیقات، در محکمه اظهار عقیده نماید . در مورد کسانی که حجر آن ها مطابق ماده ٢٢١۵ اعلان میشود رفع حجر نیز باید اعلان گردد.