میثاق
امکاناتنحوهٔ کارتعرفه‌هامستندات حقوقیسوالات متداول
ورودشروع رایگان

همین امروز اولین قرارداد امن خود را بسازید

رایگان شروع کنید. در چند دقیقه نخستین سند معتبر خود را صادر کنید.

شروع رایگانمشاهدهٔ تعرفه‌ها
میثاق

میثاق، بستر هوشمند مدیریت، امضای دیجیتال و بایگانی امن قراردادها با اعتبار حقوقی و یکپارچگی تضمین‌شده.

محصول

  • امکانات
  • نحوهٔ کار
  • تعرفه‌ها
  • سوالات متداول

شرکت

  • دربارهٔ ما
  • وبلاگ
  • فرصت‌های شغلی
  • تماس با ما

قانونی

  • شرایط استفاده
  • مستندات حقوقی
  • حریم خصوصی
  • قرارداد کاربری
  • امنیت

سلب مسئولیت: میثاق ابزاری فناورانه برای تنظیم و امضای اسناد است و جایگزین مشاورهٔ حقوقی تخصصی نیست. اعتبار نهایی هر سند تابع قوانین جاری و توافق طرفین است.

© ۱۴۰۵ پلتفرم میثاق، همهٔ حقوق محفوظ است.

نماد اعتماد الکترونیکی

طراحی و توسعه با ❤

مرجع حقوقی

قانون مدنی و آیین دادرسی مدنی

قانون مدنی و آیین دادرسی مدنی؛ برای جابه‌جایی از زیرتب‌ها استفاده کنید.

مدنیمدنی و آیین دادرسیتجارتتجارت و تجارت الکترونیکیکار/بیمهکار و تأمین اجتماعیپیش‌فروش/ثبتپیش‌فروش و ثبتمالیاتقانون مالیات‌های مستقیممالکیت صنعتیمالکیت صنعتیاوراق/بانکاوراق بهادار و بانک مرکزی
قانون مدنیآیین دادرسی مدنی

در انتشار و آثار و اجراي قوانین به طور عموم

ماده ۲۰۳

اکراه موجب عدم نفوذ معامله است اگر چه از طرف شخص خارجی غیر از متعاملین واقع شود.

ماده ۲۰۴

تهدید طرف معامله در نفس یا جان یا آبروي اقوام نزدیک او از قبیل زوج و زوجه و آباء و اولاد موجب اکراه است . در مورد این ماده تشخیص نزدیکی درجه براي مؤثر بودن اکراه بسته به نظر عرف است .

ماده ۲۰۵

هر گاه شخصی که تهدید شده است بداند که تهدیدکننده نمی‌تواند تهدید خود را به موقع اجرا گذارد و یا خود شخص مزبور قادر باشد بر این که بدون مشقت، اکراه را از خود دفع کند و معامله را واق ع نسازد آن شخص، مکره محسوب نمی‌شود.

ماده ۲۰۶

اگر کسی در نتیجه ي اضطرار، اقدام به معامله کند مکره محسوب نشده و معامله ي اضطراري معتبر خواهد بود.

ماده ۲۰۷

ملزم شدن شخص به انشاء معامله به حکم مقامات صالحه ي قانونی، اکراه محسوب نمی‌شود.

ماده ۲۰۸

مجرد خوف از کس ی بدون آن که از طرف آن کس، تهدیدي شده باشد اکراه محسوب نمی‌شود.

ماده ۲۰۹

امضاي معامله بعد از رفع اکراه موجب نفوذ معامله است .

مبحث دوم·در اهلیت طرفین

ماده ۲۱۰

متعاملین باید براي معامله اهلیت داشته باشند.

ماده ۲۱۱

براي این که متعاملین، اهل محسوب شوند با ید بالغ و عاقل و رشید باشند.

ماده ۲۱۲

معامله با اشخاصی که بالغ یا عاقل یا رشید نیستند به واسطه ي عدم اهلیت باطل است .

ماده ۲۱۳

معامله محجورین نافذ نیست .

مبحث سوم·در مورد معامله

ماده ۲۱۴

مورد معامله باید مال یا عملی باشد که هر یک از متعاملین، تعهد تسلی م یا ایفاي آن را می کنند.

ماده ۲۱۵

مورد معامله باید مالیت داشته و متضمن منفعت عقلایی مشروع باشد.

ماده ۲۱۶

مورد معامله باید مبهم نباشد مگر در موارد خاصه که علم اجمالی به آن کافی است .

مبحث چهارم·در جهت معامله

ماده ۲۱۷

در معامله لازم نیست که جهت آن تصریح شود ولی اگر تصریح شده باشد، باید مشروع باشد والا معامله باطل است .

ماده ۲۱۸

هر گاه معلوم شود که معامله با قصد فرار از دین به طور صوري انجام شده، آن معامله باطل است .

مکرر- هر گاه طلبکار به دادگاه دادخواست داده دلایل اقامه نماید که مدیون براي فرار از دین قصد فروش اموال خود را دارد، دادگاه می‌تواند قرار توقیف اموال وي را به میزان بدهی او صادر نماید، که در این صورت بدون اجازه ي دادگاه حق فروش اموال را نخواهد داشت .

فصل سوم·در اثر معاملات

مبحث اول·در قواعد عمومی

ماده ۲۱۹

عقودي که بر طبق قانون واقع شده باشد، بین متعاملین و قائم مقام آن ها لازم الاتباع است مگر این که به رضاي طرفین اقاله یا به علت قانونی فسخ شود.

ماده ۲۲۰

عقود نه فقط متعاملین را به اجراي چیزي که در آن تصریح شده است ملزم می نماید بلکه متعاملین به کلیه ي نتایجی هم که به موجب عرف و عادت یا به موجب قانون از عقد حاصل می‌شود ملزم می‌باشند.

ماده ۲۲۱

اگر کسی تعهد اقدام به امري را بکند یا تعهد نماید که از انجام امري خودداري کند، در صورت تخلف، مسئول خسارت طرف مقابل است مشروط بر این که جبران خسارت تصریح شده و یا تعهد، عرفاً به منزله ي تصریح باشد و یا برحسب قانون، موجب ضمان باشد.

ماده ۲۲۲

در صورت عدم ایفاي تعهد با رعایت ماده ي فوق، حاکم می‌تواند به کسی که تعهد به نفع او شده است اجازه دهد که خود او عمل را انجام دهد و متخلف را به تأدیه ي مخارج آن محکوم نماید.

ماده ۲۲۳

هر معامله که واقع شده باشد محمول بر صحت است مگر این که فساد آن معلوم شود.

ماده ۲۲۴

الفاظ عقود محمول است بر معانی عرفیه .

ماده ۲۲۵

متعارف بودن امري در عرف و عادت به طوري که عقد بدون تصریح هم، منصرف به آن باشد به منزله ي ذکر در عقد است .

مبحث دوم·در خسارات حاصله از عدم اجراي تعهد ات

ماده ۲۲۶

در مورد عدم ایفاي تعهدات از طرف یکی از متعاملین، طرف دیگر نمی‌تواند ادعاي خسارت نماید مگر این که براي ایفاي تعهد مدت معینی مقرر شده و مدت مزبور منقضی شده باشد و اگر براي

ایفاي تعهد، مدتی مقرر نبوده، طرف، وقتی می‌تواند ادعاي خسارت نماید که اخت یار موقع انجام با او بوده و ثابت نماید که انجام تعهد را مطالبه کرده است .

ماده ۲۲۷

متخلف از انجام تعهد وقتی محکوم به تأدیه خسارت می‌شود که نتواند ثابت نماید که عدم انجام به واسطه ي علت خارجی بوده است که نمی‌توان مربوط به او نمود.

ماده ۲۲۸

در صورتی که موضو ع تعهد، تأدیه ي وجه نقدي باشد، حاکم می‌تواند با رعایت ماده ي ۲۲۱ مدیون را به جبران خسارت حاصله از تأخیر در تأدیه دین محکوم نماید.

ماده ۲۲۹

اگر متعهد به واسطه ي حادثه اي که دفع آن خارج از حیطه ي اقتدار اوست، نتواند از عهده ي تعهد خود بر آید، محکوم به تأدیه خسارت نخواهد بود.

ماده ۲۳۰

اگر در ضمن معامله شرط شده باشد که در صورت تخلف، متخلف مبلغی به عنوان خسارت تأدیه نماید، حاکم نمی‌تواند او را به بیشتر یا کمتر از آنچه که ملزم شده است محکوم کند. مبحث سوم- در اثر عقود نسبت به اشخاص ثالث

ماده ۲۳۱

معاملات و عقود ف قط درباره ي طرفین متعاملین و قائم مقام قانونی آن ها مؤثر است مگر در مورد ماده ي ٩١۶ .

فصل چهارم·در بیان شرایطی که در ضمن عقد می‌شود

مبحث اول·در اقسام شرط

ماده ۲۳۲

شروط مفصله ذیل باطل است ولی مفسد عقد نیست : ۱- شرطی که انجام آن غیر مقدور باشد. ۲- شرطی که در آن نفع و فایده نباشد. ۳- شرطی که نامشروع باشد.

ماده ۲۳۳

شروط مفصله ذیل باطل و موجب بطلان عقد است : ۱- شرط خلاف مقتضاي عقد ۲- شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین شود.

ماده ۲۳۴

شرط بر سه قسم است : ۱- شرط صفت ۲- شرط نتیجه ۳- شرط فعل اثباتاً یاًنفیا شرط صفت عبارت است از شرط راجعه به کیفیت یا کمیت مورد معامله . شرط نتیجه آن است که تحقق امري در خارج، شرط شود. شرط فعل آن است که اقدام یا عدم اقدام به فعلی بر یکی از متعاملین یا بر شخص خارجی شرط شود.

مبحث دوم·در احکام شرط

ماده ۲۳۵

هر گاه شرطی که د ر ضمن عقد شده است، شرط صفت باشد و معلوم شود آن صفت موجود نیست کسی که شرط به نفع او شده است خیار فسخ خواهد داشت .

ماده ۲۳۶

شرط نتیجه، در صورتی که حصول آن نتیجه، موقوف به سبب خاصی نباشد آن نتیجه به نفس اشتراط، حاصل می‌شود.

ماده ۲۳۷

هرگاه شرط در ضمن عقد، شرط فعل باشد اثباتاً یا نفیاً، کسی که ملتزم به انجام شرط شده است باید آن را به جا بیاورد و در صورت تخلف، طرف معامله می‌تواند به حاکم رجوع نموده تقاضاي اجبار به وفاي شرط بنماید.

ماده ۲۳۸

هر گاه فعلی در ضمن عقد شرط شود و اجبار ملتزم به انجام آن غیرمقدور ولی ان جام آن به وسیله شخص دیگري مقدور باشد، حاکم می‌تواند به خرج ملتزم موجبات انجام آن فعل را فراهم کند.

ماده ۲۳۹

هر گاه اجبار مشروط علیه براي انجام فعل مشروط ممکن نباشد و فعل مشروط هم از جمله اعمالی نباشد که دیگري بتواند از جانب او واقع سازد طرف مقابل قح فسخ معامله را خواهد داشت .

ماده ۲۴۰

اگر بعد از عقد، انجام شرط، ممتنع شود یا معلوم شود که حین العقد ممتنع بوده است کسی که شرط بر نفع او شده است اختیار فسخ معامله را خواهد داشت مگر اینکه امتناع، مستند به فعل مشروط له باشد.

ماده ۲۴۱

،ممکن است در معامله شرط شود که یکی از متعاملین براي آنچه که به واسطه معامله، مشغول الذمه می‌شود رهن یا ضامن بدهد.

ماده ۲۴۲

هر گاه در عقد، شرط شده باشد که مشروط علیه مال معین را رهن دهد و آن مال تلف یا معیوب شود مشروط له اختیار فسخ معامله را خواهد داشت نه حق مطالبه ي عوض ره ن یا ارش عیب و اگر بعد از آن که مال را مشروط له به رهن گرفت آن مال تلف یا معیوب شود دیگر اختیار فسخ ندارد.

نمایش ماده ۲۰۳–۲۴۲ از ۱۳۱۷ ماده

قبلیصفحه ۶ از ۳۳بعدی