ماده ۳۲۵
اگر مشتري جاهل به غصب بوده و مالک به او رجوع نموده باشد او نیز میتواند نسبت به ثمن و خسارات به بایع رجوع کند اگر چه مبیع نزد خود مشتري تلف شده باشد و اگر مالک نسبت به مثل یا قیمت، رجوع به بایع کند بایع حق رجوع به مشتري ر ا نخواهد داشت .
قانون مدنی و آیین دادرسی مدنی؛ برای جابهجایی از زیرتبها استفاده کنید.
در انتشار و آثار و اجراي قوانین به طور عموم
اگر مشتري جاهل به غصب بوده و مالک به او رجوع نموده باشد او نیز میتواند نسبت به ثمن و خسارات به بایع رجوع کند اگر چه مبیع نزد خود مشتري تلف شده باشد و اگر مالک نسبت به مثل یا قیمت، رجوع به بایع کند بایع حق رجوع به مشتري ر ا نخواهد داشت .
م بر غصب، در صورت تلف مبیع به مالک داده است زیاده بر مقدار ثمناگر عوضی که مشتري عال باشد به مقدار زیاده نمیتواند رجوع به بایع کند ولی نسبت به مقدار ثمن حق رجوع دارد.
اگر ترتُب ایادي بر مال مغصوب، به معامله ي دیگري، غیر ا ز بیع باشد احکام راجعه به بیع مال غصب که فوقاً ذکر شده مجري خواهد بود. مبحث دوم- در اتلاف
هرکس مال غیر را تلف کند ضامن آن است و باید مثل یا قیمت آن را بدهد اعم از این که از روي عمد تلف کرده باشد یا بدون عمد و اعم از این که عین باشد یا منفعت و اگ ر آن را ناقص یا معیوب کند ضامن نقص قیمت آن مال است .
اگر کسی خانه یا بناي کسی را خراب کند باید آن را به مثل صورت اول بنا ماید واگر ممکن نباشد باید از عهده ي قیمت برآید.
اگر کسی حیوان متعلق به غیر را بدون اذن صاحب آن بکشد، باید تفاوت قیمت زنده و کشته ي آن را بدهد و اگر کشته ي آن قیمت نداشته باشد، باید تمام قیمت حیوان را بدهد ولیکن اگر براي دفاع از نفس بکشد یا ناقص کند، ضامن نیست .
مبحث سومدر تسبیب
هر کس سبب تلف مالی بشود باید مثل یا قیمت آن را بدهد و اگر سبب نقص یا عیب آن شده باشد باید از عهده ي نقص قیمت آن برآید.
هر گاه یک نفر سبب تلف مالی را ایجاد کند و دیگري مباشر تلف شدن آن مال بشود، مباشر مسئول است نه مسبب مگر این که سبب، اقوي باشد به نحوي که عرفاً اتلاف مستند به او باشد.
صاحب دیوار یا عمارت یا کارخانه مس ئول خساراتی است که از خراب شدن آن وارد میشود مشروط بر این که خرابی در نتیجه عیبی حاصل گردد که مالک مطلع بر آن بوده یا از عدم مواظبت او تولید شده است .
مالک یا متصرف حیوان مسئول خساراتی نیست که از ناحیه ي آن حیوان وارد میشود مگر این که در حفظ حی وان تقصیر کرده باشد لیکن در هر حال اگر حیوان به واسطه ي عمل کسی منشأ ضرر گردد فاعل آن عمل، مسئول خسارات وارده خواهد بود.
در صورت تصادم بین دو کشتی یا دو قطار راه آهن یا دو اتومبیل و امثال آن ها، مسئولیت متوجه طرفی خواهد بود که تصادم در نتیجه ي عم د یا مسامحهی او حاصل شده باشد و اگر طرفین تقصیر یا مسامحه کرده باشند هر دو مسئول خواهند بود.
مبحث چهارمدر استیفا
هر گاه کسی بر حسب امر دیگري اقدام به عملی نماید که عرفاً براي آن عمل اجرتی بوده و یا آن شخص عادتاً مهیاي آن عمل باشد عامل، مستح ق اجرت عمل خود خواهد بود مگر این که معلوم شود که قصد تبرع داشته است .
هر گاه کسی بر حسب اذن صریح یا ضمنی، از مال غیر استیفاي منفعت کند، صاحب مال مستحق اجرت المثل خواهد بود مگر این که معلوم شود که اذن در انتفاع، مجانی بوده است.
باب سومدر عقود معینه مختلفه
فصل اولدر بیع
مبحث اولدر احکام بیع
بیع عبارت است از تملیک عین به عوض معلوم.
پس از توافق بایع و مشتري در مبیع و قیمت آن، عقد بیع به ایجاب و قبول واقع میشود . ممکن است بیع به داد و ستد نیز واقع گردد.
در ایجاب و قبول، الفاظ و عبارات باید صریح در معنی بیع باشد.
بیع ممکن است مطلق باشد یا مشروط و نیز ممکن است که براي تسلیم تمام یا قسمتی از مبیع یا براي تأدیه ي تمام یا قسمتی از ثمن، اجلی قرار داده شود.
مقدار و جنس و وصف مبیع باید معلوم باشد و تعیینمق دار آن به وزن یا کیل یا عدد یا ذرع یا مساحت یا مشاهده، تابع عرف بلد است.
اگر مبیع به شرط مقدار معین فروخته شود بیع واقع میشود اگر چه هنوز مبیع شمرده نشده یا کیل یا ذرع نشده باشد.
،اگر در عقد بیع، شرطی ذکر نشده یا براي تسلیم مبیع یا اقیمت ، موعدي معین نگشته باشد بیع قطعی و ثمن، حال محسوب است مگر این که بر حسب عرف و عادت محل یا عرف و عادت تجارت در معاملات تجارتی وجود شرط یا موعدي معهود باشد اگر چه در قرارداد بیع ذکري نشده باشد.
مبحث دومدر طرفین معامله
هر یک از بایع و مشتري باید علاوه بر اهلیت قانونی براي معامله، اهلیت براي تصرف در مبیع یا ثمن را نیز داشته باشد.
عقد بیع باید مقرون به رضاي طرفین باشد و عقد مکره نافذ نیست.
شخص کور میتواند خرید و فروش نماید مشروط بر این که شخصاً به طریقی غیر از معاینه یا به وسیله ي کس دیگر ولو طرف معامله، جهل خود را مرتفع نماید.
مبحث سومدر مبیع
بیع چیزي که خرید و فروش آن قانوناً ممنوع است و یا چیزي که مالیت و یا منفعت عقلایی ندارد یا چیزي که بایع، قدرت بر تسلیم آن ندارد باطل است مگر این که مشتري، خود قادر بر تسلیم دباش.
بیع مال وقف، صحیح نیست مگر در موردي که بین موقوف علیهم، تولید اختلاف شود به نحوي که بیم سفک دماء رود یا منجر به خرابی مال موقوفه گردد و همچنین در مواردي که در مبحث راجع به وقف، مقرر است.
مبیع ممکن است مفروز باشد یا مشاع یا مقدار معین ب ه طور کلی از شئ متساوي الاجزا و همچنین ممکن است کلی فی الذمه باشد.
در صورتی که مبیع، کلی) یعنی صادق بر افراد عدیده ( باشد، بیع وقتی صحیح است که مقدار و جنس و وصف مبیع ذکر شود.
بیع فضولی نافذ نیست مگر بعد از اجازه ي مالک به طوري که در معاملا ت فضولی مذکور است.
هر گاه چیز معین به عنوان جنس خاصی فروخته شود و در واقع از آن جنس نباشد بیع، باطل است و اگر بعضی از آن، از غیرجنس باشد نسبت به آن بعض باطل است و نسبت به مابقی مشتري حق فسخ دارد.
ممکن است بیع از روي نمونه به عمل آید . در این صورت بایدتمام مبیع مطابق نمونه تسلیم شود والا مشتري خیار فسخ خواهد داشت.
اگر ملکی به شرط داشتن مساحت معین فروخته شده باشد و بعد معلوم شود که کمتر از آن مقدار است، مشتري حق فسخ معامله را خواهد داشت و اگر معلوم شود که بیشتر است، بایع میتواند آن را فسخ کند مگر این که در هر دو صورت، طرفین به محاسبه زیاده یا نقیصه تراضی نمایند.
هر چیزي که بر حسب عرف و عادت جز یا از توابع مبیع شمرده شود یا قرائن، دلالت بر دخول آن در مبیع نماید داخل در بیع و متعلق به مشتري است اگر چه در عقد، صریحاً ذکر نشده باشد و اگر چه متعاملین، جاهل بر عرف باشند.
هر چیزي که بر حسب عرف و عادت جز یا تابع مبیع شمرده نشود داخل در بیع نمیشود مگر این که صریحاً در عقد ذکر شده باشد.
نظر به دو ماده ي فوق، در بیع باغ، اشجار و در بیع خانه، ممر و مجري و هر چه ملصق ب ه بنا باشد به طوري که نتوان آن را بدون خرابی نقل نمود متعلق به مشتري میشود و بر عکس، زراعت در بیع زمین و میوه در بیع درخت و حمل در بیع حیوان متعلق به مشتري نمیشود مگر این که تصریح شده باشد یا بر حسب عرف از توابع شمرده شود . در هر حال طرفین عقد میتوانند ب ه عکس ترتیب فوق تراضی کنند.
هر گاه دخول شئ در مبیع عرفاً مشکوك باشد آن شئ داخل در بیع نخواهد بود مگر آن که تصریح شده باشد.
هر چیزي که فروش آن مستقلاً جایز است استثناي آن از مبیع نیز جایز است.
اگر در بیع عین معین، معلوم شود که مبی ع وجود نداشته بیع باطل است.
مبحث چهارمدر آثار بیع
آثار بیعی که صحیحاً واقع شده باشد از قرار ذیل است: ۱- به مجرد وقوع بیع، مشتري مالک مبیع و بایع مالک ثمن میشود؛ ۲- عقد بیع، بایع را ضامن درك مبیع و مشتري را ضامن درك ثمن قرار می دهد؛ ۳- عقد بی ع، بایع را به تسلیم مبیع ملزم می نماید؛ ۴ - عقد بیع مشتري را به ا ثمن ملزم می کند.
فقره اولدر ملکیت مبیع و ثمن
در عقد بیع، وجود خیار فسخ براي متبایعین یا وجود اجلی براي تسلیم مبیع یا ثمن، مانع انتقال نمیشود بنابراین اگر ثمن یا مبیع عین معین ب فلس شودوده و قبل از تسلیم آن، احد متعاملین م طرف دیگر، حق مطالبه ي آن عین را خواهد داشت.
در بیع خیاري، مالکیت از حین عقد بیع است نه از تاریخ انقضا خیار و در بیعی که قبض، شرط صحت است)مثل بیع صرف (انتقال از حین حصول شرط است نه از حین وقوع بیع. ماد ه ٣۶۵
بیع فاسد اثري در تملک ندارد.